محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

831

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كثيرا كندر مقل اليهود مرمكى صافى صندل سرخ كل ارمنى مغسول جندبيدستر از هريك پنج مثقال زيبق مقتول هفت مثقال ايرسا مصطكى رومى از هريك هشت مثقال قسط تلخ جدوار خطائى مجرب از هريك سه مثقال ريوند چينى سورنجان مصرى زراوند طويل از هريك ده مثقال طين شاموس شش مثقال زعفران چهار مثقال مشك تبتى يك مثقال كوفته بيخته بكلاب سرشته اقراص سازند [ تنزو حار ديگر نافع جهت وجع مفاصل بارد ] تنزو حار ديكر نافع جهت وجع مفاصل بارد و اما در مفاصل حار با ادويه بارده استعمال ميتوان كرد صنعت آن لبان سورنجان مصرى مرزنجوش كل خطمى اكليل الملك از هريك ده مثقال خولنجان شياف ماميثا مغاث بغدادى آرد جو از هريك پنج مثقال پوست بيخ لفاح زعفران افيون از هريك دو مثقال كوفته بيخته باب برك حنا سرشته اقراص سازند [ تنزو بارد از تاليف حاج حسين جراح ] تنزو بارد از تاليف حاج حسين جراح مستعمل در اورام حاره و مسمى به قرص مبارك نمود در افيون ذكر يافت در اقراص افيونى [ تنزو ديگر از حكيم احمد ] تنزو ديكر از حكيم احمد منقول از خط برادرزادهء معزى اليه حكيم محمد محمد باقر صنعت آن قسط بحرى صندل سرخ باديان خطائى زرنباد كثيرا كل ارمنى طين مغره كندر مرمكى از هريك پنج مثقال جنطيانا زعفران از هريك چهار مثقال ايرسا مصطكى سيماب كشته از هريك هفت مثقال قسط تلخ جدوار خطائى از هريك سه مثقال ريوند چينى زراوند مدحرج مقل ازرق سورنجان صندل سفيد از هريك ده مثقال طبن شاموس شش مثقال بكلاب سرشته اقراص سازند [ قرص تنزو منقول از مركبات حكيم صالح چليپى ] قرص تنزو منقول از مركبات حكيم صالح چليپى طبيب سلطان ابرهيم قيصر روم كفته اين قرص نافع است از براى حميات وبائيه‌و و جميع سموم و از براى تقويت اعضاى رئيسه و امراض سوداويه و حبس اسهال و نفث الدم از هر موضع كه باشد صنعت آن كل مختوم يك‌صد و نود و دو درم عنبر اشهب نود و شش درم مشك تبتى غاليه انجو يعنى مرواريد ناسفته از هريك بيست و چهار درم عود قمارى خام هشتاد درم صندل سرخ سه صد و هشتاد و چهار درم صندل سفيد بيست و چهار درم مصطكى وجّ تركى خولنجان دارچينى صبر سقوطرى ريوند چينى هليله زرد منقى از نوى كل ارمنى هليله كابلى افسنتين رومى مرجان قرمزى از هريك شانزده درم ورق طلا هشت درم بادزهر يك‌صد و شصت درم ابريشم محرق شصت و چهار درم دندان فيل سوخته سه صد و سى و شش درم ياقوت سرخ زمرد ياقوت زرد ياقوت كبود از هريك سى و دو درم ادويه را آنچه كوفتنى است كوفته بيخته و آنچه صلايه كردنى است صلايه كرده بابى كه كثيرا در آن خيسانيده صافى نموده باشند سرشته اقراص سازند باب التاء مع الواو توت شامى آن را نبطى و ترش آن را شامى نامند و شيرين آن در اول كرم و در دويم تر و مدر بول و مليّن طبع و مولد خون صالح و مبهى و موافق سينه و شش و مرطب دماغ و در انضاج شبيه بانجير و مفتح سده و مصلح حال جكر و فساد سپرز و مسمّن و مقوى پيه كرده و جهت ابله و حصبه نافع است و مفسد معده و سريع الاستحاله بخلط حاضران و مصلحش سكنجبين است و ترش آن در دويم سرد و در اول خشك و قابض و مطفى حدت خون و قامع صفرا و رادع و مانع ريختن مواد باعضا و مواد حاره به حلق و زبان و مسكن عطش و منبه اشتها و غرغرهء آب آن جهت ردع و تحليل مواد و تقويت حلق و خشك آن جهت قرحهء امعا و اسهال حار و رب آن نائب مناب آب آن و خشك آن مضر سينه و عصب و مصلحش عسل و جوارشات و طبيخ آن با عسل و انجير جهت سموم برسام و جنون و درد كمر و پشت بغايت نافع و طبيخ برك آن نيز همين اثر دارد و رطوبت بيخ آن را كه خراشيده در خم كنند و آنچه در عرض شبانروزى جمع شده باشد ضبط نمايند مسهل قوى جهت درد دندان و تحليل دملهاى بزرك نافع است و از صمغ توت همين اثار مىآيد و مضمضه بطبيخ پوست درخت و برك آن جهت درد دندان نافع و خاييدن صمغ آن نيز همين اثر دارد و عصاره برك آن به قدر اوقيه و نيم جهت كزيدن رتيلا و هوام و ضماد آن با سركه در حمام جهت شربتى مزمن و طلاى برك آن با روغن زيتون جهت قروح و سوختكى آتش و ضماد توت نارس آن با سركه جهت رفع شقاق و شرى ازموده است [ رب و شراب توت شامى ] رب و شراب آن مىباشند نافع از براى درد كلوى صفراوى دموى آشاميدن و غرغره بدان مسكن صفرا و حدت خون صنعت رب توت شامى بكيرند آب توت را و در ديك سنكى كرده باتش ملايم بجوشانند تا بقوام آيد نوع ديكر ربّ شاه‌توت منقول از معصومى خداوند خناق را سودمند بود صنعت آن بكيرند عصاره توت شامى و بپالايند و باتش نرم آهسته جوش دهند تا به نيم‌دانك پس پنج رطل از اين آب با سه رطل مشك جوش دهند تا سه يك بماند بعد از آن شب يمانى و مرو زعفران از هريك درمى كوفته بيخته ممزوج نمايند صنعت شراب توت شامى بكيرند آب توت را و بجوشانند تا به نصف رسد پس فرود اوردهء يك شب بكذارند تا درد آن ته‌نشين شود صبح آب صافى آن را بكيرند چنانچه در داخل نشود و با يكمن قند سفيد بقوام آورند شربتى دو اوقيه و اين رب و شراب قابض و مطفى حرارت خون و قاطع صفرا و رادع و مانع ريختن مواداند به حلق و زبان و غرغره به آن رادع محلل مواد و مقوى حلق است و چون هشت درم ريشه توت را به سه اوقيه انجير زرد در نود مثقال آب بجوشانند تا به نصف رسد صافى نموده بياشامند مسهل قوى است از براى خلط سودا و غريب الاثر است و عصاره برك توت به جهت كزيدن هوام نافع توابل اصطلاح است از براى ادويه يابسه كه در اطعمه كنند مانند زيره و دارچينى و كشنيز خشك و غيرها تودرى اسم فارسى است و بيونانى ارد سيمن و به عربى بزر حجم نامند نبات او را برك دراز و بىساق و شاخهاى او سرخ و صلب و با اندك خارى ريزه و ثمرش در غلاف باريك و لطيف و تخمش از عدس كوچكتر و اندك پهن سرخ و زرد و سفيد مىباشد و بىتندى و در اصفهان قدومه كويند و سرخ او را قدومه كلكون و او غير خبه است چه خبه را خاكشى نامند و حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه حقير نبات هر دو را مشاهده نموده است و هر دو در اثار قريب بيكديكراند در دويم كرم و در اول تر محرك باه مشهّى و مسمن و جهت برودت احشا و سرخ كردن رخسار و صاف نمودن بشره و رفع مواد سوداوى و تصفيهء صوت و سعال دموى و يبسى و مطبوخ آن در شير جهت تسمين اعضا و رنك رخسار نافع قدر شربتش تا پنج درم و بدلش بهمن سرخ است و نبات آن قابض و در غايت ردع است [ دواء التودريين ] دواء التودريين از تاليف آن مرحوم مبهى و مسمن و صاف كنندهء بشره و صوت است صنعت آن تودرى كلكون تودرى زرد از هريك يك مثقال در شير كاو پنج سير من تبريز بجوشانند پس بهمن سرخ خولنجان زنجبيل دارچينى از هريك يك دانك داخل كرده نبات سفيد يك اوقيهء طبى اضافه نمودهء بنوشند نافع باد توتيا معرب از دودياى فارسى است و بيونانى ثمقولس نامند و آن معدنى و مصنوعى مىباشد و آنچه صاحب تحفة المومنين حكيم مير محمد مؤمن رح و ديكران نيز در باب توتياى نوشته‌اند اكثرش بىاصل مىنمايد مثل آنكه معدنى را سه قسم كرفته‌اند يكى سفيد شبيه به پوست تخم شتر مرغ كه برو چيزى مثل نمك ظاهر باشد و كفته كه بهترين اقسام است و يكى زرد و يكى كبود شفاف و آن غليظتر از همه است و مشهور بتوتياى هندى و توتياى ريكك و در غايت حدت است اما دو قسم اول كه سفيد و زرد باشد ظاهر آن است كه مصنوع از دود قلعى و اشرب و شيح كه به فارسى روح توتيا و بهندى